زندگی خیلی عجیبه! من این روزا تجربه های جدیدی دارم. هنوز به جرات می نویسم آقای شوهر بی نظیره. یه معجزه است این پسر.... انقــــــدر می شه بهش تکیه کرد که عقل آدم قد نمی ده! هیچ وقت فکر نمی کردم مــــــــردی توی دنیا پیدا بشه که بشه انقدر بهش اعتماد کرد و انقدر درست و صادق باشه باهات! زندگی مشترکمون به شکل بی نظیری در جریانه هنوز! و ما هنوز اولین هامون تموم نشده!‌

دیروز آقای شوهر کله پاچه خریده بودنیشخند  و با کلی تعریف و تمجید! دو تایی با هم پختیمش! یعنی من داشتم می پختم و وحید هی ناخونک می زد! هی پیشنهاد می داد و هی کتک می خورد! و البته یه اولین دیگه هم تجربه کردیم که خـــــــــیلی وقت بود وحید انتظارش رو می کشید. من هم اما اون بیشترچشمک چی بود؟ نمی گم:دی

امشب قراره بیاد این جا. شاید ساعت چهار بعد از نصف شب. من خیلی ذوق مرگمه الان! از اون کیک شکلاتی که دوس داره با قالب جدید رمانتیکی که تازه خریده ام براش پخته ام تا تو صبحونه با هم بخوریم.

اما نمی دونم چرا این ساعت لعنتی نمی گذره

/ 2 نظر / 5 بازدید
ساحر

به به سلام خانم خوشبخت [نیشخند]

ساحر

به به سلام خانم خوشبخت [نیشخند] من یه سوال دارم لطفآ بیا وبم جواب بده مر30 [گل]