تقدیم به تو عشق همیشگی زندگیم:

و اینجا چشم‌های کوچکی است
که شب و روز
تو را تماشا می‌کند.…

و گوش‌های کوچکی که
خیلی زود
هرچه تو می‌گویی می‌شنود....

دست‌های کوچکی که با اشتیاق
هرچه تو می‌کنی
انجام می‌دهد
و روح کوچکی که در رؤیاهایش
در انتظار روزی است
که چون تو بزرگ باشد.…

تو معبود خیالی او هستی.
تو عاقل‌ترین عاقل‌ها، هستی
برای او و در این فکر کوچک
به تو هرگز شک نمی‌کند
به تو خالصانه دل بسته

و هرچه تو بگویی یا انجام دهی
در فکرش جاودانه می‌ماند
و وقتی بزرگ شد
خواهد گفت و انجام خواهد داد،
درست مثل تو....

دوستی کوچک
با چشمانی عمیق هست که....
فکر می‌کند
تو هرچه می‌گویی صحیح است.

چشم‌هایش همیشه باز
و شب و روز
تو را تماشا می‌کند
هرچه تو انجام دهی
آرزویی است برای او
که بی‌صبرانه در انتظار بزرگ شدن است
تا مثل تو باشد...

/ 3 نظر / 10 بازدید
باران

باد مست اين شاعر شوريده ي ولگرد پرسه مي زد در خيابان هاي بي عابر واژه هايش را ميان برگ هاي ره نشين مي جست واژه ها را از زمين مي جست توده ي الفاظ رنگين را به هم مي زد گاه ،‌ اين يك را گزين مي كرد گاه آن يك را قلم مي زد اندك اندك ، شعر شيوايي رقم مي زد شهر ، ساكت بود

نسیم

سلام عزیزم ... خوبی ؟؟؟ نی نی جونت خوبه ؟؟؟ [گل]

شیوا

هجران...سلام..خوبی؟کجایی دختر...من خیلی نگرانتم.....[ناراحت] چند روزیه ازت خبر نداریم....یه خبری از خودت بهم بده.....امیدوارم خوب باشی....مشکلی که نداری ها؟[ناراحت]