بی بی مون که درست اندازه ی یه میگو بود حالا داره تبدیل می شه به یه نی نی به اندازه ی لیمو شیرین! که البته سرش سه برابر تنشه هنوز! حالا می تونه انگشت شستش رو بمکه! حالا اانگشت و اثر انگشت داره! ماهیچه های صورتش شکل گرفته و می تونه اخم کنه یا لبخند بزنه! و حتی می تونه سکسکه کنه. و از این هفته جیش هم می کنه!!! روم به دیوار! اما من هنــــــوز هیچ حسی ندارم! و این خودخواهانه باعث می شه یه جور عاشقانه نی نی م رو که اصــــــلا اذیتم نمی کنه دوست داشته باشم!‌ یکی از دوستام هم نی نی داره و تقریبا هم با نی نی ما هم سنه اما اون دوستم هنوز که هنوزه همه اش زیر سرمه و قادر نیست هیچی بخوره! کوچولوی ما مامانش رو اصلا اذیت نمی کنه. حالا شاید بعد تولد همه رو تلافی کرد!

این روزا به شدت کند می گذرن! این سه شنبه وقت دکترمه و فکر می کنم که سونو ی تعین جنیست برام بنویسه. خیلی کند می گذرن! من یه عالمه چیز میز می خوام بخرم که هنوز به خاطر رنگش موندم! هی می خوام سر خود برم سونو بدم شوشو نمی گذاره! می گه عجله نکن یهو چشت رو باز می کنی می بینی داره می ره مدرسه! به جای شمردن روزا سعی کن لذت ببری! البته اینو به خاطر لذت من نمی گه!‌ به خاطر عوارض احتمالی سونو رو نی نی می گه!!! و خودش به هیچ وجه نمی تونه لذت ببره!‌ سراپای وجودش غرق اضطراب و نگرانیه! گاهی قربونی نذر می کنه گاهی به خدا التماس می کنه و می گه منو با بچه امتحان نکن خدا! طاقتش رو ندارم! هر شب تا صبح بیداره و اضطراب می کشه! می ترسه یکی مون تو این مسیر چند ماهه یه چیزیمون بشه. اما حتی نگرانی های وحید نمی تونه رو من تاثیر کنه!‌ آروم آرومم! مطمئن.... خوشحال.... امیدوار! بی هیچ استرسی! بی هیچ ترسی....

تو نی نی سایت نوشته که از این هفته می تونید جشن بگیرید! واسه این که سه ماه ی دوم بهترین روزهای بارداری ( و حتی بهترین روزهای زندگی ) هستن! واسه من که از اولش هم بهترین بود! اما الان دلم هوس مسافرت می کنه هی! وحید هم که روزای بی کاریش داره شروع می شه. این بار از دکترم می پرسم که می شه سفر کنم یا نه! و اگه بشه با چی. سه تا گزینه داریم کیش و ترکیه و مشهد! من خیلی دلم می خواد بریم مشهد چون فک و فامیل های اون جا رو خیلی دوست دارم و برام جذابه که شوشو باهاشون درست آشنا بشه. تو عروسی که چیزی نفهمید! اما وحید هم کیش رو دوست داره. و البته هر سه گزینه برام خوبه! بسته به این که هواپیما، قطار یا ماشین کدوم برام مجاز باشه یکی رو انتخاب می کنیم!‌

گوشیم رو عوض کردم! دیگه خسته و کلافه شده بودم از ریخت گوشیم! و دلم هوس سونی اریکسون می کرد که از قدیم دوسش دارم! c 902 اش رو گرفتم! و یه عالمه بازی و آنتی ویروس داونلود کردم براش! دوسش داریـــــم!

از رفتن به جلوی آینه اکیدا خودداری می کنم! دماغم شده چیزی حدود سه برابر!!!! فکرش رو بکن؟! اما عوضش رنگ پوستم رو دوست دارم برنزتر شده البته کمی قاطی با قرمز آجری! رژ گونه ام رو صورتم دیگه دیده نمی شه!!! چاق شدم! هم صورتم هم شکمم! عوضش سایزم بزرگ شده که دوست داریم! موهایی که از ریشه مشکی دارن در میان توی موهای رنگ شده خیلی مسخره دیده می شن! و ابروهام که سیاه سیاه شدن دوباره و وحید چه قدر خوشحاله که دیگه رنگشون نمی کنم! گاهی جوش هایی هم می زنه صورتم که از پوست من بعیده! اما هر چی که هست شاکی نیستم! فقط می خندم:دی و از تغییرات جدید خوشم میاد

چه قد حرف زدم این بار! تا دفعه ی بعد بابای !

/ 0 نظر / 3 بازدید