امروز چکاپ خون و ادرار دادم. برای عفونت ها یا بیماری های احتمالی. اما خیلی بد خون گرفت. دو تا دستمال بعدش از جاش خون اومد! الانم که جاش ورم کرده و کبود شده و درد می کنه.

رفتم دکتر! بهش گفتم که اصـــــلا تهوع ندارم!‌ بهم خندید!‌ گفتم که خیــــــــــــلی ضعیف و خسته ام! باز بهم خندید! گفت تا سه ماه همینه که هس!

من عقده ای شده ام! وحید بدتر از من ویار داره گویا! بدتر از من هوس خوراکی های مختلف می کنه! تا میام بهش بگم جاییم درد می کنه اون قبل از من همون حس رو داره! خیلی عجیبه! خودش می گه مثل دوقلوهاییم احتمالا! همه ی مشکلات و دردهای منو اونم داره. بدون این که من بهش گفته باشم می دونه همه رو!

امشب هوس پومس، سالاد ماکارونی، سوپ و پیتزا کرده بودم! می خواستیم بریم بیرون مامان زنگ زد و گفت بیاین این جا. سوپ داشتن برای منم سالاد درست کرد مام سر راه پیتزا و پومس خریدیم و اومدیم این جا. یعنی به همه ی خواسته هام رسیدم!

انقده دلم می خواد زود بدونم نی نی م دختره! :دی

دارم فکر می کنم فردا چی دلم بخواد!

من یه عالمه حرف داشتم. همه اش یادم رفت! می رم پیش شوشو. تخته رو از بابا برده. یه دست زینگ! می رویــــــــــم!

/ 0 نظر / 7 بازدید