اول نوشت: موهای سرمان را کوتاه نمودیم!‌ وحید هی گیر داده بود برو موهات رو مثه اون وختا تیفوسی بزن!‌ رفتم " هانی " و خواستم موهام رو به شکلی بزنه که هم ایجاد تنوع بشه تا شوشو شاکی نشه و هم این که زیاد کوتاه نشه که هی می رم مهمونی زشت بشم! سیما خانم هم بی انصافی نکرد و موهام رو که هم مش داشت و تا کمرم می رسید انقدر کوتاه کرده که به کش نمیاد و رنگشم نسکافه ایه!‌ فقط چند تار موش اثری از مش داره!

 

دوم نوشت: یکی از سخت ترین کارها برام تو خونه وبگردی و  نوشتن تو بلاگه!‌ سرعت واقعا سرسام آوره!‌ دو روز پیش عزمم رو جزم کردم که این جا رو تازه کنم. یه عالمه مطلب نوشته بودم که یهو برقا قطع شد! و هیچی سیو نشد! 

سوم نوشت: نوشته هام در مورد این بود که داریم تصمیم می گیریم که نی نی داشته باشیم! در مورد این که چرا می خواهیم و چرا نه!‌ در مورد مضایاش و سختی هاش! و خیلی چیزای دیگه.....! اما هنوز خبری نیست. یعنی امیدوارم که نباشه! اخبار واقعی تر تا هفته ی دیگه اعلام خواهد شد:دی اما محض احتیاط امشب نباید تو ضیافت بابایی شرکت کنم و باید خون دلم برای اون ایشنوتگاهای خوش طعم بریزه! این اولین حسن نی نی! اما من هیچ حسی ندارم و با وحید شرط بستم که خبری نیست. حالا ببینیم!

بعدا نوشت: ماه رمضون تموم شد و وحید کاراش شروع شد و منم تنهاییام!

آخر نوشت: تابستون خوبی بود کلی کتاب خوندم. اونایی که یادمن: سرگذشت ندیمه. ربه کا. خدای چیزهای کوچک. شبی از شب های زمستان مسافری. آبی ترین چشم.

خوندن خدای چیزهای کوچک رو به همه توصیه می کنم!

اگه فرصتی بشه امشب دوباره خواهم نوشت. این جا یا سورملینا!

اولدوز نوشت! : راست می گی ماه نوشت باید بهتر باشه! سعی می کنم روز نوشتش کنم! به خودم می چسبه بعدا خوندن نوشته ها!

/ 1 نظر / 7 بازدید
ulduz

az un ketaba baraye manam befrest. hosele nadaram ketab bekharam chert dar biad . hers mikhoram. unayi ke emtahaneshuno pas dadan va pasandide shodan baram befrest.+ un 2 tayi ke gablan behet goftam. badesham. age mikhay bachedar beshi mabada mabada dore alkol o varzesh begardi. man fek konam shulugie roman az hamunast![چشمک]