سلام! بازم اومدم!

صبح وحید ساعت هشت بود از اردبیل برگشت خونه تا نه خوابید و بعد رفتیم پتروشیمی اجرا داشت. آقای روشن پژوه هم مجری برنامه بود. کلی خندیدیم با مامان میثم! و ناهارمونم توی ماشین خوردیم! تا رسیدیم خونه از بس که شب هیچ کدوممون نخوابیده بودیم، خوابمون برد! ساعت چهار که با نادی تو راهنمایی قرار داشتیم تازه از خواب بیدار شدیم! خلوصه سعیده رو هم برداشتیم و رفتیم دنبال نادی و سلیم رفتیم نمایشگاه کتاب. خوب بود! سوای یه سالن که کلن کتابای مذهبی بود باقی کتابا از سال های پیش بهتر بودن!‌ یعنی فقط از لحاظ کیفیت! همون کتابا بودن با جلد گلاسه! ١٩٨۴ اورل رو خریدم با چند جلد کتاب آشپزی و یه کتاب آشپزی کودک. وحید هم کتاب " محمد " رو گرفت با یه کتاب مصور به اسم تبریز قدیم! شام هم اومدیم خونه ی نادی. برای " دیشلیق " پخته بود. انقد خوردم که شیکم درد گرفتم! جای شما خالی!

دیشب کیک سوسیس و سیب زمینی پختم خیلی قشنگ در اومد حتما دستورش رو براتون توی نوتلا می گذارم!

اینترنتمون یه مشکلی پیدا کرده هر یک دقیقه یک بار دیسکانتکت می شه و به یه اکانت دیگه وصل می شه خود به خود! تا تعمیرش نکنیم از خونه مون نمی تونم وصل شم!

این بود اخبار تند تند من! وحید صدام می زنه ! خوابش میاد!‌ خانم خواهر شوهر هم تنها مونده!‌ می رویم!
باز خواهیم آمد!

/ 1 نظر / 4 بازدید
ulduz

[تعجب]مگه خانم نوتلا رو هم تو می نویسی؟ عحب این بلوگفا رو تسخیر کردی!