دیروز یه روز فوق العاده رمانتیک و قشنگی بود برامون.

صبح رفتیم دکتر و حسابی منو ترسوند! دعوام کرد پرسید که آیا رژیم می گیرم؟! برای چی تو دو ماه هم رشد نی نی و هم وزن خودم کم شده؟! بعدشم که گفت نی نی دوباره بیچ شده یعنی سرش بازم برگشته بالا! یه لیست بلند بالا هم داد که بخورمشون! تخم مرغ و موز و دلستر و شیر و ماهیچه و چه و چه.....!

سر ظهر با شوشو رفتیم سونو!‌ نمی دونم تو راه با تموم استرس و نگرانی ای که از وزن پسرم داشتم برای چی هنوز خیلی خیلی رمانتیک بودم! هی دست و صورت و بازوی وحید رو لمس می کردم و یاد روزی می افتادم که همه اش دستاش رو لمس می کردم و با خودم فکر می کردم این احتمالا آخرین باری باشه که این دست ها تو دستمه!

و شوشو هنوز انقدر رمانتیک هست که به شکل سورپریزی برام یه شاخه رز قرمز بگیره و تو چشام خیره شه تا مطمئن شه که هنوزم از گرفتن رز خوشحال می شم!!!!

تو سونوگرافی همون لحظه ی اول بخش روم به دیوار پسرمون دیده شد!‌ خیلی زیادی تابلو بود. نمی دونم این بچه این همه حیا رو از کی به ارث برده واقعا!!!! کله اش هم به طرف پایین بود یعنی دکترم اشتباه کرده بود! صورتش هم واضح دیده می شد! فکر می کنم تموم دعاهام بی نتیجه موندن و دماغ آقا پسر به شخص شخیص خودم کشیده! اون تو که اون جوری دیده می شه. دماغ گنده لبای زیادی گنده مثه من اما فرم لب بالاییش مثه وحید!‌ چشای خیلی درشت و صورت گرد و گوشت آلو! یعنی حتی دعاهام در مورد فرم لب هاش هم برآورده نشده!‌هاهاها!  انقدر هم تکون تکون می خورد که خانم دکتری که سونو می کرد گفت چی کار می کنه این؟ چرا انقد شلوغه؟!!! منم گفتم که تازه الان آروم تر از همیشه س! وزنش هم خیلی خوب بود. نسبت به سنش هفتصد هشتصد گرمی بیشتر داشت!‌ یعنی یک کیلو و نهصد گرم! و از همین جا می شه به کشک بودن بهترین دکترهامون هم پی برد!

عصر با نینا و امیر و شوشو یه خیابان گردی خوب کردیم و یه شام خوشمزه هم خوردیم و بدین ترتیب یک روز خوب دیگه برای من و پسرم و عشقم رقم خورد!!!

 

امروز شام مهمونم و قبلش شاید بریم برای نی نی یه چیزایی بخریم!

شوشو هنوز سرش گرمه کاره این روزا. و من تا تموم شدن این مشغله های کاریش لحظه ها رو می شمرم باز!

/ 2 نظر / 6 بازدید
نسترن

خوشحالم که خوشبختی هجران ، از صمیم قلب از خدا می خوام تا همیشه پا برجا باشه این خوشبختی . میگم ها ولی ناراحت بینی گنده و لب گنده نباش ، بینی رو که عمل میکنه نهایتش (اگه دلش خواست البته ، که البته بینی پسرا همچین هم به چشم نمیاد باور کن) ، لب گنده هم مُده که هجران جون مگه بده که پسرت می خواد مطابق مُد روز با لبای قلوه ای به دنیا بیاد . مواظب خودت و نی نی باش دوست خوبم [گل] خوش باشی [لبخند]